
اُراکل دلفی روزی سقراط را داناترین مرد روی زمین خواند. سقراط بیدرنگ از این اتفاق به او گفت که اشتباه میکند و پاسخی داد که تا امروز شهرت خود را حفظ کرده است.
او گفت:«من فقط یک چیز میدانم، اینکه هیچ چیز نمیدانم»!
بهنظرت، چطور یک متفکر اسطورهای که از پایهگذاران فلسفه مدرن است خود را نادان خطاب میکند؟ این تناقض بزرگ را من شاید وقتی ۱۴-۱۵ سالم بود برای اولین بار وقتی که معلم مدرسهام گفت متوجهش شدم. در طول سالها از آدمهای بزرگ زیادی این جمله را باز شنیدم اما معنایش هیچوقت برایم تغییر نکرد: اینکه هرچقدر هم که آدم تحصیل کرده و اصلا نمره بیست کلاس هم که باشی باز میتوانی از هرکس و هرچیزی مفاهیم و تجربیات تازه یادبگیری!
یادگیری از اشتباهات گذشتهام را خیلی دوست دارم اما میدانی چه چیزی از آن برایم جذابتر است؟ یادگیری از اشتباهات دیگران! حضور آدمهای مختلف در زندگی ما یک نعمت است که تقریبا همه از آن برخورداریم و میتوانیم بهطور مداوم از آن استفاده کنیم.
آنچه در این مطلب میخوانید مهمترین چیزهایی است که من از دیگران و کتابهایی که خواندهام یادگرفتهام. برخی از آنها را قطعا شما میدانید و برای یادگرفتنشان هم زحمت زیادی کشیدهاید اما خوب است تا باز این لیست را مرور کنیم؛ چون به هرحال تجربه کردن همه این موارد بهطور شخصی کار عاقلانهای بهنظر نمیرسد و بسیار هم زمانبر است.
ضمن اینکه ما هرچیزی که را که سریعتر یادمیگیریم زودتر و بیشتر هم آن را فراموش میکنیم. برای همین باید در چنین فرصتهایی تجربیات ارزشمندمان را به خود یادآوری کنیم.
هیچوقت نگویید بیشتر از این نمیتوانم… . بلکه بگویید بیشتر میخواهم! هر مشکل، فرصتی تازه برای رشد است. رشدی که بین شما و افراد تمایز ایجاد میکند.
ایراد گرفتن از زمین و زمان یا همان غر زدن خودمان، بهترین راه برای تلف کردن وقت ارزشمندتان است. پس از این به بعد یا کاری برای یک مساله انجام دهید یا درموردش حرف نزنید.
درمورد خانواده و بهترین دوستانتان حرف میزنیم. اگر خانوادهای ندارید یکی بسازید. یادتان باشد که بسیاری از افرادی که هر روزه میبینید شبیه به توریستهایی در زندگی شما هستند که روزی میروند اما خانواده مادامالعمر است و به آسانی هم بهدست نمیآید.
صرفا برای اینکه شانس خود را امتحان کنید خود را درگیر یک ارتباط عاطفی نکنید. اینکار ایده خوبی نیست. شما بالاخره یا عاشق کسی هستید یا نیستید پس نه خودتان را گول بزنید و نه طرف مقابل را.
این مساله را من تا همین چندوقت پیش جدی نمیگرفتم. یک بدن سالم جایی است که همهچیز زندگی شما از آن آغاز میشود. نگویید نمیشود یا وقت ندارم. اگر نمیتوانید یک بدن سالم برای خودتان بسازید پس کلا چهکاری میتوانید انجام دهید؟
نوشتن خاطرات برای دختر بچهها نیست این تصورات از ذهنها بریزید بیرون. نوشتن اتفاقات روزمره زندگیتان به شما کمک میکند بهتر فکر کنید و روند احساسات خود را مدیریت کنید. لازم نیست نویسنده باشید. فقط باید برای زندگی خود و اتفاقات روزمرهتان ارزش بیشتری قائل شوید تا ثبتشان کنید.
از هرچیز و هرکس تشکر کنید. کوچکترین چیزهای خوب را جدی بگیرید. با اینکار میتوانید قدردانی را به عادتی خوب برای داشتن زندگی شاد مبدل کنید.
همه ما در آخر خواهیم مُرد. با این وجود، بهنظرت واقعا مهم است که دیگران درمورد تو، اهداف و کارهایت چه فکر میکنند؟!
شاید رفتن به دنبال خطر به عواقبی منجر شود اما قطعا ترسو بودن آدم را به هیچجا نمیرساند.
وقتی میخواهید در کار بهخصوصی خوب و موفق باشید باید سالهای سال برایش وقت بگذارید. اگر مکرر از یک صنعت به صنعت دیگری و از یک حوزه به حوزه کاری دیگری جابهجا شوید تخصص کافی پیدا نخواهید کرد. یک حوزه حرفهای که دوستش دارید را شروع کنید تا ببینید که در نهایت بهترین نقش را در آن ایفا خواهید کرد.
گاهی آدم در جمعها و شرایطی قرار میگیرد که همه فقط به یکدیگر نگاه میکنند و نمیدانند که چه باید کرد. در چنین مواقعی رهبری مسیر را به عهده بگیرید. شما میتوانید یک مدیر یا پیشوا باشید اما اگر بخواهید. پیشتازی دیگران نه یک عنوان است و نه یک مسیر، بلکه انتخابی است که شما در درونتان میگیرید!
به خودتان یاد دهید که به پول اهمیت ندهید، درعوض تمرکزتان را روی ارزشها بگذارید. این فقط شامل پول نقد و حساب بانکیتان نمیشود، پس به وسایل و چیزهایی که صاحبشان هستید هم وابسته نشوید، وگرنه روزی آنها صاحب شما خواهند شد.
منظور از مهربان بودن، حساس بودن نیست. اشتباه نکنید. فقط با دنیا و دیگران نرمتر باشید. برای موفقیت لازم نیست بهدیگران توهین یا نقطه ضعفی از آنها پیدا کنید.
هوشیارتر باشید تا هم بهتر زنده بمانید هم بهتر زندگی کنید. لازمه هوشیاری هم یادگیری مداوم است. البته قرار نیست همیشه کتاب بخوانید بلکه باید بیشتر به بخشهای مختلف محیط و حتی عمرتان توجه کنید. یعنی از گذشته و اشتباهاتان و همینطور آدمهای اطراف تا میتوانید یادبگیرید.
حتی اگر عاشق کارتان هستید و هر روز برایتان شبیه به یک مسافرت یا روز تعطیل خوب میماند باید حواستان باشد که به موقع استراحت کنید. ما انسان هستیم نه ربات. این را هیچکدامان نباید فراموش کنیم.
مسخره است اگر بگوییم اصلا قضاوت نکنید چون چه بخواهیم یا نه، روزانه بخش زیادی از حواس ما درگیر قضاوت کردن افراد و مسائل مختلف است. اما این هم بهاین معنی نیست که خود را قاضی دنیا بدانیم. ضمن اینکه چون دیگران تصمیم متفاوتی نسبت به ما میگیرند به این معنی نیست که اشتباه میکنند!
همه ما قبض برق و گاز داریم؛ همه ما روابط دوستانه و عاطفی داریم که در بستر آنها مشکلات متعددی وجود دارد. پس فقط به خودتان فکر نکنید و گاهی دیگران را هم درنظر بگیرید. بعضیها کلید داشتن یک زندگی و ذهن آرام را تنها در این نکته دیدهاند.
برای هرکاری که میکنید لازم نیست در ذهنتان حسابوکتاب کنید. اینکه چقدر دیگران به شما بدهکارند. در غیر اینصورت آدم تلخی خواهید شد و تلخ بودن، هیچجای دنیا مزیت نیست.
ما هم مثل سایر موجودات در حال طی کردن سفر خودمان هستیم و در این راه چیزهای زیادی هست که از آنها سر نمیآوریم. کنجکاوی عالی است اما نیازی نیست همهچیز را بفهمیم. از مسیر لذت ببرید.
من به شخصه کلیشهها را دوست دارم، چرا که احساساتی همگانی در زندگی ما به شمار میروند. شما هم آنها را بپذیرید و از لحظهها و خندههای کوچک شاد شوید و لذتهای پنهان و اندک را قدر بدانید.
بله! میفهمم شما هم یک شخصیت مستقل هستید و مردم باید برایتان ارزش قائل باشند اما در نهایت همه ما مثل مورچههایی میمانیم که دنبال چیزی مشترک میگردیم. این یعنی هیچگاه یادتان نرود که دنیا دور پاشنه شما حرکت نمیکند.
اتفاقات ناخوشایند همهجا و بهدست همه رخ میدهند. لازم نیست از صبح تا شب وقت و اعصاب خود را برای گرفتن مچ دیگران یا حتی مچ خودتان سپری کنید. شما هم انسانید و اشتباه میکنید.
نه برای آنکه میراثی درست کنید، بلکه برای دل خودتان هم که شده یادبگیرید آهنگ بسازید، کتاب بنویسید، یک چیز را نجاری کنید. با اینکار احساس بهتری درمورد خودتان خواهید داشت. به علاوه اینکه میتوانید ساختههایتان را به دیگران هدیه دهید.
یادآوری اتفاقات و اشتباهات گذشته فقط برای یک کار بیشتر خوب نیست و آن هم یادگرفتن است!
فقط حرف نزنیم. گاهی عمل کنیم. اگر فقط یک گوشه بشینیم و دست روی دست بگذاریم هیچ نتیجه برای دیدن نخواهیم داشت.
شاید شما چیزهای بیشتری بدانید اما من و سقراط میدانیم که هیچ چیز نمیدانیم. برای همین همیشه باید یادبگیریم!
منبع : Darius Foroux’s Medium
#از_اسارت_بیرون_بیا
خدای واقعی از راه ترس بهدست نمیآید.
خدای واقعی را فقط با #عشق میتوان بهدست آورد.
ولی عشق تنها از یک راه ممکن است:
عشق فقط در #آزادی ممکن خواهد بود.
برده نمیتواند عشق بورزد و برده نمیتواند خردمند باشد.
از اسارتت بیرون بیا.
هیچ چیز جز زنجیرهایت را از دست نمیدهی
و همه چیز را بهدست میآوری،
تمام دنیا از آنِ تو خواهد بود
تو نمیدانی که چه چیزهایی را از کف میدهی.
تو نمیدانی که وقتی بوداها به تو نگاه میکنند
و آنچه را که هستی و آنچه را که میتوانی باشی میبینند،
چه شفقتی دردل آنان برمیخیزد.
آنان میتوانند رقصی عظیم را ببینند که میتواند در تو رخ دهد،
آنان میتوانند گل زرّینی را ببینند که میتواند در تو شکوفا گردد.
#اﺷﻮ


مقدار زیادی قهوه و نان Croissant، پر شده از سبزیجات و مواد مغذی، صبحانه پرتغالی را تشکیل می دهند.
آممم انتخابی از گوشت های لذیذ، پنیرها و نان یک صبحانه معمولی در اینجاست.
ترکیب گوشت گوزن شمالی و تخم مرغ به همراه نوعی پنکیک، صبحانه آلاسکایی محسوب می شود
پنکیک ضخیم دست ساز با شهد و آلوی وحشی و ورقه های نازک بیکن بر روی آن صبحانه مشهور آمریکا به حساب می آید.
و حالا صبحانه ایرلندی که شامل پودینگ سفید و نان سودا است.
oladi صبحانه منتخب روسی است که سرخ کردنی است، تا حدودی شبیه پنکیک، درون آن نرم و لطیف و لبه های بیرونی آن ترد است و زمانی لذیذ تر می شود که به همراه خامه ترش، عسل، مربا یا توت تازه سرو شود.
ceviche یک غذای محبوب است که در هر سه وعده غذایی یعنی صبحانه، نهار و یا شام مورد استفاده قرار می گیرد. این غذا یک غذای دریایی است که از ماهی تازه ی خوابانده شده در آب مرکباتی همچون لیمو و فلفل چیلی تشکیل شده است.
توفو، به همراه ماهی و برنج، صبحانه محبوب ژاپنی ها و بسیاری کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا به شمار می رود. توفو پنیری مخصوص است که از شیرسویا به دست می آید و یک صبحانه مقوی و نیمه سالم برای ژاپنی ها است.
بلیز (Belize)، کشوری در آمریکای مرکزی است. همسایه مکزیک و گواتمالا. غذای محبوب مردمان این کشور برای صبحانه، خمیری مثلثی شکل به نام Fry Jack است که در روغن سرخ می شود. این خمیر سرخ شده را معمولاً به همراه لوبیا، تخم مرغ، مربا یا عسل صرف می کنند.
در مجارستان، بیسکوئیتی سنتی به نام Pogácsa، غذایی ثابت و محبوب برای صبحانه محسوب می شود.
این خوراک ترکیبی از پنیر تازه، گوشت قیمه و انواع حبوبات و لوبیا می باشد.
در کلمبیا، شیر، پیازچه یا تره فرنگی و پنیر، صبحانه محبوب مردم را تشکیل شده است.
ضمیر ناخودآگاه انسانها معدن طلایی با ارزش و قدرت خارق العاده ای است که اگر قرار باشد همه انسانهاخوشبخت شوند باید ابتدا بدانند از این معدن با ارزش چگونه و به چه صورت بهره مند شوند.
دو قسمت از ذهن انسانها ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخود است که قدرت تجزیه و تحلیل مسایل بر عهده ضمیر خودآگاه می باشد و حدود 10 درصد ذهن را اشغال کرده است و به عنوان منبع اندیشه های یک انسان است.
ضمیر ناخودآگاه انسانها نیز به عنوان منبع قدرت آنان می باشدو درصد بزرگتری از ذهن انسان را به خود اختصاصداده است به طوریکه دانشمندان از قدرت عدم تجزیه و تحلیل ضمیر ناخودآگاه استفاده و اهداف خود را دنبال میکنند.
هر انسانی با شناختن ضمیر ناخودآگاه خویش می تواند از زندگی اش شاهکاری بسازد که آینده روشن و موفقی رارقم بزند.
بسیاری از انسانها از این نکته غافلند که ضمیر ناخودآگاه در وجود هر انسانی نهفته است و مسئولیت بسیاری ازموفقیت ها ، عدم مـوفقیت ها ، خوشبختی و بدبختی و ... را بر عهده دارد .
آری این بزرگترین سرمایه یک انسان است.